قدرت تحليل سياسي از ديدگاه مقام معظم رهبري

بيانات در ديدار دانشآموزان و دانشجويان1392/08/12
بحث سلاح هستهاى را مطرح ميكنند. خب، ما سلاح هستهاى را نه بهخاطر زيد و عمرو، نه به خاطر آمريكا و غير آمريكا، بهخاطر عقيدهمان قبول نداريم؛ هيچ كس نبايد داشته باشد. وقتى ما ميگوييم شما نداشته باش، معنايش اين است كه خودمان هم قاطعاً ميگوييم نبايد داشته باشيم و نخواهيم داشت؛ امّا مسئلهى آنها مسئلهى ديگرى است؛ آنها حرفى ندارند كه برخى از كشورها هم فرضاً بهوجود بيايند [كه] انحصار آنها را به هم بزنند، البتّه نميخواهند انحصارشان به هم بخورد، امّا قيامتى هم بر پا نميكنند؛ در مورد ايران اسلامى و جمهورى اسلامى قيامت بپا ميكنند؛ چرا؟ چون داشتن يك چنين توانى، يك چنين قدرتى، پشتوانهى اين نظامِ «لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون» است؛ چالش اصلى اينجا است؛ اين را بايد شناخت، اين را بايد ديد، در اين چهارچوب بايستى رويكردهاى آمريكا و غرب و فلان كشور وابستهى به اينها و فلان جريان وابسته و دلبستهى به اينها را تفسير و تحليل كرد؛ انقلاب اسلامى اين است.
هيچ كس در چشم اين دشمنان منفورتر از چهرهى درخشان و آفتاب فروزان امام بزرگوار ما نبود؛ برايش احترام قائل بودند، امّا از ته دل دشمنش بودند؛ بهخاطر اينكه ايستاده بود، بهخاطر اينكه امام با دو خصوصيّت بىنظير «بصيرت كامل» و «قاطعيّت تمام» - هم خوب ميديد و درست ميفهميد، هم قاطع مىايستاد - سدّى بود در مقابل پيشرفت اينها و در مقابل ناخن زدن و نيش زدن و ضربه زدن اينها؛ لذا با او دشمن بودند. البتّه عرض كرديم برايش احترام هم قائل بودند، ميفهميدند عظمت او را، امّا هرچه عظيمتر، از چشم آنها مبغوضتر؛ امروز هم همينجور است؛ هر كسى كه در پايبندى به اين ارزش اصولى و اصلى، يعنى ارزشى كه هويّت سياسى انقلاب را معيّن ميكند - لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون - پايبندتر باشد و بفهمد كه فهرست مشكلات توليدشده و ايجادشدهى دشمنان عليه نظام اسلامى در اين چهارچوب ميگنجد - هركسى با يك چنين بينشى و با ايستادگى در اين راه باشد - همانقدر براى آنها مبغوض است. البتّه عالَم ديپلماسى، عالَم لبخند زدن است؛ لبخند هم ميزنند، مذاكره هم ميكنند، درخواست مذاكره هم ميكنند، خودشان هم ميگويند. به يكى از اين سياستمداران غربى چند روز پيش از اين گفته بودند شما كه ميخواهيد مذاكره بكنيد با ايران، خب دشمن است ايران؛ گفته بود خب، آدم با دشمن مذاكره ميكند ديگر! يعنى اقرار به دشمنى با ايران؛ صريح ميگويند. علت دشمنى اشخاص نيستند، علت دشمنى اين حقيقت و اين هويّت است. همهى آنچه كه ميگويند در اين چهارچوب بايد تفسير و تحليل بشود، در اين چهارچوب بايد فهميده بشود.
ديدار ائمهي جمعهي سراسر كشور با رهبر انقلاب1392/06/18
دولت، مسئولان، سياسيون، ديپلماتها و مردم بايد تحركات و رفتارهاي پيچيده و ظاهرسازيهاي حقوق بشري غرب و امريكا را با نگاه واقع بينانه و در چارچوب رويارويي عميق و مبنايي غرب با اسلام تحليل كنند زيرا در غير اينصورت در تمايز ميان تاكتيك ها و راهبردهاي طرف مقابل و حتي شناخت دشمن دچار اشتباه خواهيم شد.
بيانات در ديدار رئيس و اعضاي مجلس خبرگان رهبري1392/06/14
از اوّل تشكيل نظام اسلامى هم معارضهها با "تكيهى
بر اسلام" شروع شد؛ نگوييم كه استقلال كشور يا سياست مبارزهى با نظام
استكبار موجب دشمنىهاى آنها بود - كه اين حقيقتى است، همين است - منتها
مبارزهى با استكبار از دل اسلام جوشيد، مردمسالارىِ ما از دل اسلام
جوشيد. بارها عرض شده است كه اينجور نيست كه وقتى ما ميگوييم مردمسالارى
دينى، اين به معناى يك تركيب انضمامى بين مردمسالارى با يك مفهومى است و
دين با يك مفهوم ديگرى؛ اين نيست. مردمسالارى ما از دين سرچشمه گرفته است،
اسلام اين راه را به ما نشان داده است، با هدايت اسلام است كه ما به نظام
جمهورى اسلامى رسيديم؛ بعد از اين هم به توفيق الهى همينجور خواهد بود.
اين دشمنىها متمركز و متوجّه به اسلام است؛ اگر چنانچه اسلام را از اين
نظام گرفتند و حذف كردند، آنچه ناشى از اسلام هم هست، بهطور طبيعى حذف
خواهد شد يا تضعيف خواهد شد يا كمرنگ خواهد شد؛ با اين نگاه بايد مسائل را
تحليل كرد. صفبندىهايى وجود دارد در دنيا و در بسيارى از اين صفبندىها
ما يك طرف قضيّه هستيم؛ بايد ببينيم طرف مقابل ما كيست؟ چيست؟ چرا دشمنى
ميكند؟ ما چرا در مقابل او مقاومت ميكنيم؟ اينها را با يك نگاه كلان بايد
ديد. فرمود: اَفَمَن يَمشى مُكِبّاً عَلى وَجهِهِ اَهدى اَمَّن يَمشى
سَوِيّاً عَلى صِراطٍ مُستَقيم؛ معناى «سَوِيّاً عَلى صِراطٍ مُستَقيم»
همين است كه با چشم باز، با بصيرت، با بينش، با ملاحظهى همهى جوانب،
ببينيم كه هدف چيست و راه [رسيدن] به اين هدف چيست و واقعيّاتى كه در سر
راه ما وجود دارد، اينها چيست؟ با توجّه به اينها تصميمگيرى كنيم و حركت
بكنيم.
بيانات در ديدار دانشجويان1392/05/06
يكى از دوستان اشاره كردند كه بين دانشجويان به خاطر
اختلاف در تحليل دربارهى مسائل گوناگون، كدورتهائى وجود دارد. من جداً
ميخواهم اين را خواهش كنم كه همه كوشش كنند كه اختلاف نظر در تحليل، در
برداشت، در تلقى از واقعيتها، به كدورت نينجامد، به دعوا نينجامد. خب، مثل
محيطهاى علمى، دو نفر ممكن است نظرات علمىِ متفاوتى داشته باشند؛ اين
لزوماً به درگيرى و مخالفت و دشمنى نخواهد انجاميد؛ خب، دو تا نظر است. در
زمينهى مسائل سياسى و اجتماعى هم به نظرم ميرسد كه وقتى در چهارچوبها شما
متفق و متحديد، اينجور بايد برخورد كنيد؛ نگذاريد به كدورت بينجامد. بله،
ممكن است كسانى باشند كه از لحاظ اصول و مبانى با شما دشمنى كنند؛ خب آن يك
مقولهى ديگرى است، يك بحث ديگرى است؛ اما اختلاف نظر نبايد به دعوا و
كدورت و احياناً خشونت بينجامد. امام (رضوان الله عليه) - البته نه به
دانشجويان - مكرر به سياستمداران و نمايندگان و مسئولان و فعالان سياسى
توصيه ميكردند و ميگفتند مثل مباحثهى طلبهها رفتار كنيد. طلبهها در
هنگام مباحثه، گاهى اوقات عليه هم عصبانى ميشوند - حالا مضمون هم ميگويند
به طلبهها، ميگويند كتاب تو سر هم ميزنند! كه البته چنين چيزى نيست - بحث
ميكنند، داد ميكشند؛ كسى نگاه كند، خيال ميكند اينها ميخواهند مثلاً همديگر
را تكهپاره كنند؛ در حالى كه نه، مباحثه كه تمام ميشود، بلند ميشوند
ميروند با همديگر سر سفره مىنشينند و آبگوشتشان را ميخورند، با هم حرف
ميزنند، با هم دوستند، رفيقند. امام ميگفتند: سياسيون - چه در مجلس، چه در
دولت، چه در حزب جمهورى اسلامى كه آنوقت ما داشتيم، يا بقيهى عرصههاى
سياسى - اينجورى با هم رفتار كنند. ممكن است اختلاف نظر هم باشد، بگومگو هم
باشد، اما نگذاريد كدورت و دشمنى به ميان بيايد.