چرايي چرخش سياست هاي انگليس
روابط ايران و انگليس طي سال هاي گذشته فراز و نشيب هاي بسياري را طي کرده که به شکل گيري فصل هاي متنوع و متفاوتي از مناسبات منتهي شده است. اين فراز و نشيب ها پس از پيروزي انقلاب اسلامي شتاب بيشتري داشته است. به تناسب پيشرفت هاي داخلي کشورمان در عرصه هاي مختلف اقتصادي، تجاري و فرهنگي ايران و توانمندي مستقل از کشورهاي غربي توانسته با مواضعي برابر و همگام، مناسبات خود را با اين کشور تنظيم کند.
اما اين روابط به دنبال آغاز تنش هاي هسته اي ايران و غرب و اجراي تحريم هاي شديد اقتصادي که با همراهي قاطعانه انگليس همراه بود فاز تازه اي از تخاصم را آغاز کرد. اشغال سفارت اين کشور در تهران که رسما به روابط ديپلماتيک دو کشور پايان داد باعث شد تا عملا مسير و کانال ارتباط مستقيم بين دو کشور مسدود و روابط به سردي بگرايد.
بااين حال با گذشت آن فضا پس از انتخابات رياست جمهوري ايران و تاکيد رئيس دولت جديد بر رويه معتدلانه ايران در جهت گيري هاي سياست خارجي، تلاش هايي جهت ترميم روابط تهران- لندن آغاز شده است. اعلام آمادگي جک استراو، وزير خارجه سابق بريتانيا که سابقه چند بار سفر به ايران و مذاکره با آقاي حسن روحاني را در کارنامه خود داشت در اين راستا قابل ارزيابي است. بدون شک درخواست تلويحي وي با همراهي و حمايت مقامات ارشد انگليسي صورت گرفته است.
آنچه مسلم است آن است که انگليس همواره منافع ملي خود را در راس دوستي و دشمني با کشورهاي مختلف در نظام بين الملل در نظر داشته است. از اين رو پس از قطع رابطه با ايران و در صورتي که منافع ايجاب کند در ارسال پالس هاي خود براي برقراري رابطه با ايران تعلل نمي کنند. پس از انتخابات ايران و مواضع مثبت کشورهاي مختلف به نتيجه انتخابات، مقامات اين کشور دريافتند که با بهبود رابطه ساير کشورها با ايران، فضاي دشمني با کشورمان مانع از پيشبرد منافع آنها خواهد شد و همين مسئله به چرخش قابل توجه مقامات ارشد اين کشور درباره تهران منتهي شد تا با پيغام از ايران بخواهند که درباره رابطه قطع شده تجديدنظر کنند.
بنابراين انگلستان با استفاده از ابزار ديپلماسي تلاش مي کند تا نشانه اي قوي به ايران بفرستد تا بگويد که پيام انتخابات ايران را دريافت کرده و تلاش خواهد کرد از اين فرصت جهت حل وفصل مسائل موجود استفاده بهينه کند. اين درحالي است که از منظر داخلي هر دو کشور، احياي روابط مثبت به رغم وجود موانعي ارزيابي مي شود. ولي در مجموع به نظر مي رسد شرايط براي به نتيجه رسيدن و عادي سازي روابط در هر دو سو تا حدود زيادي فراهم شده باشد.
اين مسئله از يکسو منوط به پيشبرد موضوع هسته اي در چارچوب مذاکرات خواهد بود که مي تواند عامل بسيار مهمي در عادي سازي روابط دو کشور و رفع تنش ها باشد و از سوي ديگر به فعال کردن ديپلماسي قوي و جلوگيري از طرح مسائل تنش آفرين دو کشور مربوط خواهد شد که البته لندن بايد از تکرار اشتباهات پيشين در قبال تهران خودداري کند.