تحليل سياسي هفته
هر چند ايام ميلاد در نيمه شعبان بسر رسيده ولي آيا مفهوم انتظار و وظايف منتظران نيز به پايان رسيده است؟ آيا صرفاً برگزاري مراسم در اين روز، تنها وظيفه اي است که ما شيعيان نسبت به امام زمان خويش و استقرار حکومت عدل جهاني و اقامه کمالات ديني و اخلاقي داريم؟ طبعاً اين حرکتهاي مقطعي، از سر شور و دلدادگي، نخستين و کمترين اقدامي است که مي توان در جهت توجه عمومي به اين اصل بنيادين داشت ولي اگر قرار باشد که فقط به يک روز از سال، در حد مختصر و گذرا اکتفا کرد، بايد گفت که ما نيز در صف "غافلين" قرار گرفته و نتوانسته ايم تفکر بنيادين مهدويت را در دل و جان و خويش نهادينه کنيم.
طبعاً در چنين مسيري، رسالت روحانيت و انديشه ورزان فرهيخته ايجاب مي کند موضوع انتظار، مهدويت و وظايف منتظران را در دستور کار برنامه هاي فرهنگي و تبليغي قرار داده، توجه لازم و هميشگي را به جامعه منتقل نموده و غبار مهجوريت را از چهره آن برگيرند. در چنين صورتي مي توان اميدوار بود که جامعه از برکات حرکت آفرين انتظار، به نحو مناسب بهره خواهد گرفت.
از مناسبت هاي تاريخ انقلاب در اين هفته، سالگرد فاجعه هولناک و غم انگيز شهادت شهداي هفتم تير بود. سي و دو سال پيش در چنين ايامي، شهيد مظلوم آيت الله بهشتي که در آن زمان رياست قوه قضائيه را نيز برعهده داشت به همراه 72 تن از ياران با وفاي نظام در انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي، در آتش جنايت منافقين ضدخلق و رجاله هاي دغل باز به شهادت رسيدند و سندي از حقانيت انقلاب اسلامي و ملت ايران را از خود به يادگار گذاشتند.
در حادثه هفتم تير سال 60 که در حقيقت، نقطه اوج تقابل ضدانقلاب و منافقين معاند با نظام بود، مظلوميت و عظمت شهداي اين حادثه به کمک انقلاب آمد و باعث بيمه شدن نظام در عنفوان تأسيس و در حساس ترين مقاطع تاريخ کشور شد. در اين حادثه همچنين عمق کينه توزي استکبار جهاني و ايادي مزدور داخلي آنان آشکار گرديد که چگونه براي نابودي نظامي و حذف مديران لايق توطئه چيني کرده بودند.
حادثه هفتم تير گرچه فاجعه اي غم انگيز براي ملت ايران بود، چرا که در آن، فردي فقيه، مدير، مدبر، متعهد، مؤمن، مردمي، فداکار، مظلوم، انقلابي و بي ادعا مثل آيت الله بهشتي و 72 تن از نيروهاي نخبه و سرمايه هاي انساني کارآمد و مؤثر کشور را از دست داد ولي خون آنان باعث باروري نهال انقلاب و رسوايي منافقين و سرخوردگي دشمنان شد. به همين مناسبت هفته جاري مسئولين قوه قضائيه به ديدار رهبري رفتند. در اين ديدار که در آستانه سالگرد حادثه هفتم تير 1360 و شهادت شهيد بهشتي و 72 تن از ياران انقلاب برگزار شد، حضرت آيت الله خامنه اي با تجليل از شخصيت برجسته و نوراني آيت الله بهشتي افزودند: "در آن جنايت خبيثانه، شخصيتهاي برجسته، علماي بزرگ و خدمتگزاران صادق به شهادت رسيدند اما چهره پليد منافقين و حاميان مستکبر آنها نيز براي ملت افشا شد و اين دستاورد بزرگي بود که عملاً امکان حيات منافقين را در کشور از بين برد و براي جمهوري اسلامي سرنوشت ساز شد."
ايشان "سلامت" و "کارآمدي" قوه قضاييه را دو هدف راهبردي و هميشگي دستگاه قضا خوانده و تأکيد کردند: "اين دو هدف عالي، بايد در تمام برنامه ها و اقدامات مورد توجه کامل قرار داشته باشد تا دستگاه قضايي به مجموعه اي کاملاً کارآمد و سالم تبديل شود." رهبر معظم انقلاب اسلامي مراقبت دائم و پيگيري مستمر را زمينه ساز تحقق اهداف قضايي خواندند و خاطرنشان کردند بايد با صيانت و هوشياري، فاصله فعلي تا قوه قضاييه مطلوب اسلامي را پر کرد.
ايشان سپس حماسه عظيم و حقيقي ملت بصير و هوشمند ايران را در انتخابات 24 خرداد، کاري کارستان خواندند و با تأکيد بر ضرورت کمک به رئيس جمهور منتخب افزودند: شکست همه جانبه برنامه ها و اهداف دشمنان، تجلي اعتماد عمومي ملت به نظام اسلامي و مجريان و ناظران انتخابات، وجود امنيت پايدار به عنوان زيرساخت پيشرفت و آباداني، نجابت و قانون پذيري نامزدهاي ديگر در قبال رئيس جمهور منتخب، و استحکام و اقتدار جمهوري اسلامي در دفاع از منافع ملت از نکات مهم انتخابات اخير بود.
در صحنه بين المللي، اين هفته شاهد حوادث جديد و مهمي بوديم که اوج آنها در خاورميانه بود. فاجعه کشتار شيعيان در مصر، فتنه سلفي ها در لبنان و جابجايي قدرت در قطر وقايعي بودند که بخش اعظم مطالب رسانه ها را به خود اختصاص دادند.
قتل فجيع پنج نفر از شيعيان به دست عناصر تکفيري در مصر حادثه اي بود که با خشم و انزجار گسترده اي در سطح بين المللي مواجه شد. روز يکشنبه گذشته گروهي از شيعيان روستاي "زاويه ابومسلم" در استان "الجيزه" که براي برگزاري مراسم نيمه شعبان و گراميداشت ولادت حضرت مهدي(عج) گرد آمده بودند هدف حمله وحشيانه تعدادي از سلفي هاي تندرو قرار گرفتند که در جريان اين اقدام وحشيانه، "شيخ حسن شحاته" يکي از رهبران شيعه به همراه 4 نفر ديگر به طرز فجيعي به شهادت رسيدند. مهاجمان به اين نيز بسنده نکردند بلکه ساختمان را نيز به آتش کشيدند و کل لوازم خانه را تخريب کردند. گرچه علماي افراطي که با تبليغات خصمانه عليه شيعيان زمينه بروز چنين فجايعي را ايجاد مي کنند مجرمان اصلي اين جنايت هستند، ولي دولت مصر و شخص مرسي، رئيس جمهور اين کشور نيز در اين جنايت متهم هستند چرا که صيانت از اقليت و دفاع از حقوق آنها در هر کشوري برعهده حاکم آن کشور است. در اين جا نبايد از کوتاهي و تقصير علماي اهل تسنن به ويژه علماي الأزهر گذشت که با سکوت خود در بروز چنين فضايي مسئول هستند.
اين هفته لبنان نيز صحنه فتنه گري گروهي ديگر از عناصر تکفيري و افراطيون سلفي بود که اين فتنه نيز به کشته شدن دهها نفر منجر شد. گروهي از طرفداران يک شيخ سلفي به نام "احمد الاسير" که با گروه تروريستي "جبهه النصره" سوريه مرتبط است درگيري هاي را در شهر صيدا به راه انداختند که در جريان آن شمار زيادي کشته شدند. به دنبال اين آشوب گري، ارتش لبنان وارد عمل شد و در جريان يک درگيري 48 ساعته خونين با اين گروه تروريستي، موفق شد مقر فرماندهي "احمدالاسير" را به کنترل درآورد. در جريان اين نبرد، 20 نفر از افسران و سربازان ارتش لبنان کشته شدند و 50 نفر از عناصر سلفي نيز به هلاکت رسيدند.
اکنون به نظر مي رسد پرونده مجموعه مسلح "شيخ احمدالاسير" بسته شده است. احمدالاسير مصداق بارز شکل گيري فتنه جنگ فرقه اي در لبنان بود. مواضع و سخنان ويرانگرانه وي آنقدر وحشت آور بود که همه علماي اهل سنت و جامعه سني لبنان از وي تبري جستند. وي 300 تا 400 نيروي مسلح فراهم کرده بود و اکنون اين سؤال مطرح است که چه عامل يا عواملي هزينه برنامه هاي وي را تأمين مي کرده اند؟ با توجه به شواهد موجود، بدون ترديد همان دولتهايي که فتنه سوريه را کارگرداني مي کنند پشت سر فتنه اخير لبنان مي باشند و پشتيبان مالي و لجستيکي احمدالاسير و امثال وي هستند.
اين هفته، قطر شاهد تحول مهمي بود و امير اين کشور در يک اقدام تأمل برانگيز قدرت را به پسرش واگذار کرد. اگرچه پيشتر اعلام شده بود که وي قصد دارد قدرت را منتقل کند ولي اين اعلام، چيزي از غيرمنتظره بودن اقدام حاکم قطر کم نمي کند. عليرغم تحليل هاي مختلفي که وجود دارد ولي کناره گيري امير قطر همچنان در هاله ابهام قرار دارد.
شيخ حمد بن خليفه آل ثاني 18 سال قبل در اقدامي کودتاگونه، پدرش را کنار زد و خود بر مسند قدرت نشست. وي در طول 18 سال حکومتش، با تکيه بر دلارهاي نفتي و حمايت آمريکا تلاش کرد نقش محوري در تحولات منطقه ايفا کند. وي از متحدين اصلي و يا بهتر گفته شود، اصلي ترين متحد آمريکا در خليج فارس به شمار مي رفت، چرا که علاوه بر روابط بسيار نزديک با غرب و واشنگتن، بزرگترين پايگاه نظامي آمريکا در منطقه را در کشورش جا داد. با توجه به اينکه وي وابستگي بسيار محکمي با آمريکا داشت بعيد به نظر مي رسد که تحولات اخير داخلي اين کشور بدون مشورت با آمريکايي ها صورت گرفته باشد و مناسب تر اين که گفته شود وي مجري طرحي است که واشنگتن آنرا ترسيم کرده است با توجه به اين واقعيات، دولت "شيخ تميم بن حمد"، پسر حاکم کنار رفته، اگر وابسته تر از پدرش به غرب نباشد قطعاً دست کمي از وي نخواهد داشت.