مردم در 9 دي حماسه عاشورايي آفريدند و به افکار خود رنگ حماسي بخشيدند و توانستند به عنوان مردمي متعهد، سيلي محکمي به فتنه‌گران، آشوب طلبان و استکبار جهاني بزنند.

مقدمه: ملّت ايران در نهم دي ماه سال 1388 با حضور آگاهانه و مقتدرانه و بيعت دوباره با آرمان‌هاي امام خميني(ره) و مقام معظّم رهبري حماسه‌اي جاودان و به ياد ماندني را در تاريخ انقلاب آفريدند. نمايش بصيرت و هوشياري مردم مؤمن، با بصيرت و غيرتمند ايران در اين حماسه باشکوه، چنان تجلي يافت که به فرموده مقام معظّم رهبري: «اگر صدها بار هم براي نعمت هوشياري اين ملّت سجده شکر به جاي آورده شود، باز هم کم است. حماسه‌اي که محاسبات دشمن را به هم ريخت ؛ محاسباتي که با همکاري و برنامه‌ريزي عده‌اي اقليت در داخل از روي بغض و کينه شکل گرفته بود اما در اين روز حماسي يک بار ديگر امّت اسلامي ‌با بصيرت عمل کرد و دشمنان نظام مأيوس شدند.»

بدون شک اگر درايت و بصيرت رهبر معظّم انقلاب و همراهي و هوشياري مردم نبود و آنان با ولايت فقيه همراه نمي‌شدند، آتش فتنه به اين زودي‌ها خاموش نمي‌شد و پيامد منفي بيشتري را براي کشورمان به دنبال داشت. درايت، تدبر، مديريت و مهرباني معظّم‌له در آن مقطع حساس باعث شد جامعه بيشتر از آن اسير فتنه جويي‌هاي دشمنان نشود و بتواند راه خود را ادامه دهد. نهم دي‌ماه به عنوان حماسه عظيم حضور ميليوني مردم در دفاع از آرمانهاي انقلاب و تجديد ميثاق با ولي فقيه، بعد از فتنه انتخابات رياست جمهوري سال 88 در تاريخ انقلاب اسلامي ثبت شده و ماندگار خواهد بود.

*** زمينه‌هاي مهم شکل‌گيري حماسه ‌9 دي

شايد علت اصلي شکل گيري حماسه 9 دي در ظاهر انتخابات 88 و اعلام تقلب در انتخابات توسط کساني بود که پيروز انتخابات نبودند به واقع اين صورت مسئله بود و واقعيت چيز ديگري بود. کساني که در انتخابات شرکت نکرده بودند و يا اگر هم رأي دادند، مقصود ديگري داشتند، قصدشان انتخاب رئيس جمهور نبود. مخالفان جمهوري اسلامي ايران بر اين عقيده‌اند که فضاي سياسي ايران در همة زمينه‌ها براي بهره‌برداري و عملياتي کردن الگوهايي چون انقلاب رنگي آماده است.

بر اين اساس، جمهوري اسلامي چون نظامي است که يکي از لايه‌ها و رويه‌هاي آن را به هر ترتيب، انتخابات شکل مي‌دهد و «نظام انتخاباتي بالنّسبه فرصت خيزي دارد و از اين رو، مستعد الگوهاي مسالمت‌آميز تغيير همچون انقلاب رنگي است»(قديريان، 1389 : 38)، اين جريان از آغاز پيروزي انقلاب با اين انقلاب الهي همراه شده بود.

در فتنة سال 88 تعدادي از خواص مردود، که در انتخابات رياست جمهوري شکست خورده بودند، طغيان کردند؛ همه چيز و همه‌کس را متهم نمودند و حتي حاضر شدند با دشمنان قسم خوردة نظام همسو و همراه شوند و به طور مستقيم از بيگانگان خط بگيرند و به نسخه‌هاي آن عمل کنند و تا حد براندازي نظام پيش روند و کشور را به اغتشاش بکشانند و به قتل و غارت دست بزند، يا از فتنه‌انگيزان و غارتگران حمايت کنند و با سخنان دو پهلو و غير شفاف، فتنه‌گران را حق و خواسته‌هايشان را مشروع و قانوني جلوه دهند تا زمينه را براي فتنه‌گران مساعد سازند (اشکوري، 1389 : 161). اما رهبر معظّم انقلاب هوشيارانه و با صلابت و با اقتدار درست يک هفته بعد از برگزاري انتخابات در خطبه‌هاي نماز جمعه، آب پاکي را روي دست ناپاک امريکا و صهيونيست‌ها و بدخواهان داخلي ريختند و در بياناتي نقشه دشمن را نقش بر آب کردند.

همان طور که گفتيم روز 9 دي با توجه به پيش‌زمينه‌هايي که حوادث پس از انتخابات به وجود آورده بود شکل گرفت ؛ از جمله اين پيش‌زمينه‌ها مي‌توان به عواملي همچون زير سؤال بردن اصل دين، نظام مقدس اسلامي و هم چنين اصل ولايت فقيه اشاره کرد که باعث شد مردم ايران با خلق حماسه ماندگار خود، دشمنان قسم خورده نظام اسلامي را مأيوس کنند.

از ديگر زمينه‌هاي اصلي شکل‌گيري حماسه 9 دي مي‌توان به هتک حرمت ماه محرم و روز عاشورا اشاره کرد که باعث جريحه‌دار شدن احساسات مذهبي مردم ايران شد. اوج حرکت اين افراد در روز عاشورا گوياي اين بود که آنها معتقد به ارزشها و مظاهر اسلامي از جمله امام حسين(ع) و عاشورا نبودند و به همين دليل روز عزاي حسين(ع) را به جشن تبديل کردند و به صفوف نماز عزاداران و افرادي که بر حسب ظاهر چهره حزب‌اللّهي داشتند، حمله کردند و شعار‌هايي دادند که نشانگر مبارزه اساسي با نظام اسلامي ‌و اصل ولايت بود و همين مردم را به صحنه کشاند.

اين هتک حرمت به عاشورا و عزاداران حسيني، ملّت ايران را نگران و چشمان آنان را گريان کرد و 9 دي‌ماه واکنش به اين حرکت و اعلام حمايت از ولايت و شخص مقام معظّم رهبري بود.

*** عوامل فتنه در جامعه اسلامي

در کتاب «گذار از فتنه» با توجه به بخشهايي از دعاي امام سجاد (ع) به چهار عامل و زمينه اصلي فتنه اشاره مي‌شود که عبارت است از:

1. انحراف از هدايت اصلي

2. سنگدلي

3. نافرماني پروردگار

4. تزلزل و پيمان شکني (موسوي، 1389 : 23 و 24)

مقام معظّم رهبري هم يکي از عوامل مهم ايجاد فتنه را دنياطلبي مي‌داند. ايشان با تمسک به کلام حضرت سجاد (ع) در تعيين زمينه‌هاي فتنه‌انگيزي به دنياطلبي و خطرهاي آن اشاره مي‌کند و يکي از خطرهاي بزرگ جامعه را در دنياطلبي خواصي مي‌داند که وظيفه هدايت و امنيت جامعه را به عهده دارند. به تعبير ايشان فتنه‌‌هاي سياسي و اجتماعي، در عرصه دل انسان ريشه دارد که تمامي ندارد (بيانات رهبر معظّم انقلاب در اولين ديدار با نمايندگان مجلس هشتم، 21/3/1387).

يکي ديگر از عوامل ايجاد زمينه‌هاي فتنه، نافرماني و عصيان در مقابل رهبري اسلامي است. اگر جامعه اسلامي شکرگزار نعمت ولايت الهي باشد و ولايت مداري پيشه کنند، زمينه‌هاي فتنه و بحران اجتماعي از ميان خواهد رفت.

*** روش‌هاي رويارويي با فتنه

يکي از مهمترين روشهاي رويارويي با فتنه، شناخت راه حقيقي توحيد و داشتن راهبري امين و الهي است که با تمسّک به سيره و سنّت وي، بتوان مسير پر آسيب زمانه فتنه را با امنيت گذراند (موسوي، 1389 : 103) .

ديگر، دشمن شناسي است اگر شناسايي دشمن بدرستي صورت گيرد، مي‌توان در رويارويي با فتنه، ويژگيهاي مختلف دشمن اصلي، توطئه‌ها و نقاط ضعف و قوت و مراکز و منابع و امکانات آن را به خوبي شناخت و از تمامي اين اطلاعات به درستي استفاده کرد.

سوم، داشتن بصيرت فکري و عملي است که سبب تحقق فعلي در اعمال و رفتار انسان مي‌گردد. «بصيرت در عرف سياسي يعني فرد، قدرت تشخيص مسائل پيچيدة سياسي و اجتماعي و قدرت درک فهم درست آن را براي دستيابي به راه صحيح منطبق با عقل و شرع داشته باشد. صاحب بصيرت کسي است که بتواند هنگام فتنه و بحران، حق را از باطل تشخيص دهد و موضع مناسب اتخاذ کند و بتواند در فضاي غبارآلود و در تاريکي‌ها، شاخص‌ها را بشناسد و راه حل مناسب را پيدا کند و به کج راهه نرود » (اشکوري، 1389 : 95).

فتنه‌ها عرصه مشکلي براي انسان به شمار مي‌آيد ؛ پس نبايد در برابر مشکلات و سختي‌هاي اجتماعي و سياسي برآمده از آن کمر خم کرد و در زمانه فتنه بايد با تکيه بر وعدة الهي، صبر و استقامت ورزيد. پايداري و استقامت در ميانه فتنه، چيزي جز عمل به تکليف و نهراسيدن از توفان‌ها و تسليم نشدن نيست. از اين‌ رو «اولين چيزي که حضرت موسي (ع) از خداوند درخواست مي‌کند شرح صدر است. شرح صدر به معناي گشادگي سينه، کنايه از اين است که انسان در برابر سختي‌ها و مشکلات از حوصله و تحمل قوي برخوردار باشد تا بتواند بر عجله و شتاب‌زدگي غلبه کند و در برخورد با مسائل و مشکلات پيش رو ، عاقلانه و مدبرانه عمل کند» (موسوي، 1389:116).

راه ديگر مقابله با فتنه، شکستن وحدت فتنه‌گران است که شکست اين وحدت مي‌تواند يکي از راهکارهاي مؤثر رويارويي با فتنه‌گران باشد.

*** راه‌هاي نفوذ فتنه‌گران

راه‌هاي نفوذ فتنه‌گران با شگردهاي خاصي صورت مي‌گيرد که در کتاب «موج فتنه» به اين شيوه‌ها اشاره شده است :

1- استفاده از شيوه‌هاي مبارزه نرم 2- استخدام چهره‌هاي موجه و مقدس 3- استفاده از شعارهاي خوب و جذاب 4- ‌سخن گفتن از اصول متعالي‌انساني5- نفي‌گذشته افتخار‌آميز جامعه 6‌- تحريک احساسات 7- شبهه افکني 8- تفرقه افکني 9- جلب حمايت‌هاي خارجي 10- ايجاد سازمان‌هاي اجتماعي مردم نهاد 11- ايجاد فاصله ميان مردم و حکومت 12- درآميختن حق و باطل (نک: شريفي،0 139 » 104 – 82 )

بديهي است شناختن شگردهاي فتنه‌گران، مي‌تواند ما را در دستيابي به اهداف فرو نشاندن فتنه انگيزان ياري دهد.

*** مبارزه با فتنه‌گري

راه مبارزه با فتنه‌گري چيست ؟ بهترين راه مبارزه با فتنه، خشکاندن ريشه‌هاي فتنه است. «اگر اساس فرهنگ اجتماعي را باورها و ارزشها بدانيم در آن صورت فرهنگي مي‌تواند در مقابل آفت‌ها و آسيبها، مقاوم و نفوذ ناپذير باشد که اولاً باورها و ارزشهاي آن از پشتوانه‌هاي فکري و نظري قوي برخوردار باشد و ثانياً آن باورها و ارزشها در جان و دل مردم نفوذ کرده باشد» (شريفي، 1390: 141).

براي نجات از فتنه دانستن راه‌هاي خروج از فتنه ضروري است. قرآن و اهل بيت عليهم‌السّلام راه‌هاي خروج از فتنه را آشکارا بيان نموده‌اند که به اختصار به آنها اشاره مي‌شود :

1. تقواي دروني: با توجه به اين که تقوا در ايجاد توکل و اعتماد به نفس در انسان، تأثير گذار است، مي‌تواند عامل قوي بازدارندگي انسان در گرايش به راه‌هاي باطل و شبهه‌ناک باشد‌.

2. باور محکم همراه با بصيرت: قرآن و سنّت يکي از راه‌هاي خروج از فتنه را ايمان قوي و اعتقاد عميق و محکم همراه با بصيرت و آگاهي مي‌داند. مقام معظّم رهبري نيز در توضيح زمينه‌هاي ايجاد فتنه به ضرورت تحليل و بصيرت اشاره مي‌کند و خطاب به جوانان دانشجو شرايط ائمه هدي (ع) را اين‌گونه تحليل مي‌فرمايد: «دانشجو بايد احساس سياسي داشته باشد؛ درک سياسي داشته باشد؛ تحليل سياسي داشته باشد. بنده در قضاياي تاريخ اسلام اين مطلب را مکرراً گفته‌ام که چيزي که امام حسن مجتبي (ع) را شکست داد، نبودن تحليل سياسي در مردم بود. چيزي که فتنه خوارج را به وجود آورد و امير‌المؤمنين (ع) را آن طور زير فشار قرار داد و قدرتمند‌ترين آدم تاريخ را آن گونه مظلوم کرد، نبودن تحليل سياسي در مردم بود» (موسوي، 1380 : 28).

3. رجوع به قرآن: زيرا قرآن کريم نامش بصيرت و آگاهي و نور و هدايت و تأمين کنندة سعادت دنيا و آخرت انسان است. امام علي (ع) در اين باره سه ويژگي مهم قرآن را براي نجات انسان از غبار فتنه ارائه مي‌کند (نهج‌البلاغه، خطبة 105).

4. پيروي از امام و رهبري ديني : پيامبر اسلام فرمودند : مَثَلُ اهل بيتي کمثل سفينه نوح مَنْ رَکَبَها نجا? وَ مَنْ تَخَلَّفَ عنها غَرق. در وضعيت سخت و بحران فتنه که قرار مي‌گيريد به اهل بيت مراجعه کنيد؛ چون کشتي نجاتند. به شهادت تاريخ، يکي از عوامل مؤثر در پيروزيهاي غرور‌آفرين مسلمانان از آغاز تاکنون، پيروي از ولايت بوده است. با وجود اين موهبت، نصرت خداوند فرود مي‌آيد و با نبودش، ضربه‌هاي سهمگين و جبران ناپذير، انتظار امّت را مي‌کشد. رهبري ولي الهي يکي از نعمتهايي است که خداوند بر امّت اسلامي ارزاني داشته است.

از اين رو، بايد با آسودگي فرمانبردار ولي خود باشيم تا ايشان با اين پشتوانه، امّت اسلامي و انقلاب اسلامي را به ساحل نجات برساند. در غير اين صورت به دليل سرپيچي مردم از حاکميت الهي، زمام امور به دست نابخردان و دنياطلبان مي‌افتد. امام علي (ع)، که پس از رحلت نبي خدا (ص) سخت‌ترين فتنه‌هاي تاريخ را تجربه کرد و از منحرفان و منافقان فتنه‌انگيز شکوه‌ها داشت دربارة فتنة دنياطلبان زمانة خود مي‌فرمايد: آگاه باشيد که ترسناکترين فتنه‌ها، فتنه بني اميه است که مي‌ترسم گرفتار آن گرديد (نهج‌البلاغه، خطبه 93).

5. بهره‌مندي از کمک الهي در بيرون رفت فتنه : طبق آموزه‌هاي دين مقدس اسلام در تمام مسائل و مشکلات زندگي بهره مندي از عنايتها و کمک الهي مهمترين شرط نجات است.

6. ايستادگي و مقاومت : در برخورد با فتنه و فتنه‌گران، پس از شناختن حق و باطل و ريشه‌يابي آن و تصميم بر حمايت از حق، صبر و ايستادگي مهمترين عامل پيروزي است.(نک: اشکوري، 1389 : ص 131- 90)

*** دستاوردهاي حضور در حماسه

1. طرفداري مردم از نظام مقدس اسلامي و ولايت فقيه و رهبري يکي از دستاوردهاي مهم حضور حماسي ملّت ايران در راهپيمايي روز 9 دي‌ماه بود. آيت‌الله مقتدايي، عضو مجلس خبرگان رهبري در اين خصوص مي‌گويد: «بالاترين پيام اين حماسه اين بود که مردم، طرفدار نظام و اسلام بوده و دشمنان هرگز تصور نکنند مردم از انقلاب، نظام و ولايت فقيه دلسرد شده‌اند، بلکه آمادگي کامل دارند تا آخرين نفس در مقابل دشمنان ايستاده و فداکاري کنند.

2. از ديگر دستاوردهاي مهم حماسه نهم دي ماه مي‌توان به پشتوانه سازي محکم و استوار اين حضور حماسي مردم براي حضور مقتدرانه ايران اسلامي در عرصه بين‌الملل اشاره کرد. مردم بزرگوار ايران اسلامي در 9 دي با حرکتي خودجوش و عاشورايي ‌و برخاسته از تعهد ديني و مکتبي در جهت حمايت از رهبري و ولايت فقيه به ميدان آمدند و خشم، نفرت و انزجار خودشان را از فتنه‌گران و کساني که زمينه‌ساز توطئه دشمنان اين سرزمين بودند، به نمايش گذاشتند و وفاداري از آرمانهاي انقلاب و ولايت فقيه را اعلام کردند.

در واقع مردم در 9 دي حماسه عاشورايي آفريدند و به افکار خود رنگ حماسي بخشيدند و توانستند به عنوان مردمي متعهد، سيلي محکمي به فتنه‌گران، آشوب طلبان و استکبار جهاني بزنند.

3. حماسه 9 دي در حقيقت يک بار ديگر اثبات کرد که ايرانيان ولايتمدار همواره بر پايه انديشه‌هاي ناب امام (ره) و مقام معظّم رهبري آماده جانفشاني براي حفظ نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران هستند. از اين رو يکي از ويژگيهاي حماسه 9 دي بود که بخشي از مردم که تا قبل از حادثه روز عاشوراي حسيني، هنوز در ترديد و ابهام بودند، بعد از جسارت و توهين منافقان و اغتشاشگران به اعتقادات ديني آنها از ترديد و ابهام خارج شدند.

4. ناکامي جريان فتنه و حفظ انقلاب اسلامي يکي از مهمترين دستاوردهاي روز 9 دي بود. مردم احساس وظيفه کردند و با حضور در حماسه‌اي شور‌انگيز ضمن به نمايش گذاشتن وحدت و اتحاد خود به آرمانهاي اصيل انقلاب اسلامي ‌و ولايت فقيه تأکيد کردند که در مقابل هنجار‌شکني‌ها، حرمت‌شکني‌ها و ساختار‌شکني‌ها بايستند و موضع سرسختانه خود را نشان دهند.

مردم در حوادث پس از انتخابات، پشت سر رهبري با بصيرت وارد شدند و نشان دادند که مسائل و موقعيت کشور و نظام را به خوبي درک مي‌کنند. از اين رو تظاهرات 9 دي در تاريخ 32‌ساله انقلاب اسلامي بي‌سابقه بود. موج عظيم اعتراضات مردمي و خيل گسترده جمعيت نظير نداشت. ميزان حضور مردم حتي از ميزان مشارکت در انتخابات نيز فراتر رفت.

اين حماسه، بيداري بزرگ و نقطه پاياني براي فتنه پس از انتخابات بود که دشمنان بيروني نظام را نا اميد کرد و انسجامي هم در درون شکل گرفت. مهمترين ويژگي مردم دين‌دار و ولايتمدار ايران اين است که در ماجراي فتنه، همچون مردم زمان علي (ع) در توطئه و فتنه خوارج و جنگ جمل گرفتار نشدند و بر امام زمان خود شمشير نکشيدند، بلکه به حمايت از دين و ولايت برخاستند و ولايت ستيزان را سر جاي خود نشاندند.

حماسه 9 دي، روايتي عالمانه از پيوند عاشورايي بسيج با رهبر امت بود.

مقام معظّم رهبري در جمع پرشور هزاران نفر از بســـــيجيان به امتحان‌هاي مختلف بسيج در سي ‌و دو سال گذشته تأکيد کردند و فرمودند: حرکت و روند بسيج در ابعاد کمي و کيفي همواره رو به جلو بوده و بسيج توانسته است در مقابل وسوسه‌ها ايستادگي کند. يکي از موفقيت‌هاي بسيج، افزايش توانايي و بصيرت خود در مقابل پيچيده شدن توطئه‌هاي دشمنان است که قضاياي فتنه در سال 88 مؤيد اين موضوع است.

از ديگر تأکيدات ايشان در اين ديدار اين بود: در فتنه سال 88 خيلي‌ها اشتباه کردند و از اين جمع بسياري هم بعد از مدتي اشتباه خود را تصحيح کردند اما حرکت عظيم بسيج با حفظ پرچم بصيرت، مسير را اشتباه نکرد و توانست در صراط حق بماند (روزنامه کيهان،ص 19774).

هم‌چنين رهبر معظم انقلاب در آستانه 5 آذر سالروز تشکيل بسيج در اجتماع 11هزار نفر از بسيجيان فرمودند: بسيج، بسيج دلهاست، بسيج جانهاست، بسيج عواطف است، بسيج اعتقادات و ايمان‌هاست و همين است که در روز سخت به کار يک ملّت مي‌آيد. آن روزي که ملّتها دچار مشکلات شوند. آنجا جسم‌ها فايده‌اي ندارند، دلها بايد در وسط ميدان باشند، بايد خط شکن باشند (روزنامه کيهان،ش 19800).

اين عبارات مهم و ارزشمند مطرح شده از سوي مقام معظّم رهبري درباره حرکت بسيج و بسيجيان در دوران‌هاي مختلف نشان از عمق حقيقت، اخلاص و بصيرت آنان در دشمن‌شناسي‌شان دارد؛ از اين رو عملکردشان همچو برگ زريني در تاريخ انقلاب اسلامي نور افشاني مي‌کند. حضور هوشمندانه و تکليف گرايانه بسيج و بسيجيان همواره با بصيرت و اخلاص در عمل توطئه‌ها را برملا مي‌سازد. نقطه اوج بصيرت بسيجيان تکليف‌گرا را بايد در حماسه 9 دي 88 ديد که در آن روز به تأسي از امام خود چگونه چشم فتنه را کور کردند تا ملّت همچنان بر بالندگي اين شجره طيبه افتخار کند.

دلائل و شواهد طي 32 سال تاريخ انقلاب اسلامي نشان داده است که بسيج بدون وامداري به جريان خاص يا حزب خاص همواره مطيع فرمان رهبري نظام بوده و خواهد بود و در راه دفاع از آرمان‌هاي اسلام و انقلاب اسلامي و پاسداري از دستاوردهاي آن سر از پا نمي‌شناسد و بدين گونه تکليف گرايي و پيروي از رهبري را در عرصه سياسي کشور ما جلوه‌گر ساخته، و ملّت بسيجي ما با همين روحيه است که حماسه مي‌آفريند و فتنه‌ها را خنثي مي‌کند و انقلاب را استمرار مي‌بخشد.

*** نتيجه گيري

حضور باشکوه مردم نشان داد که درست در روزهايي که همه حرمتها شکسته شد، مردم ايران زنده و بيدار هستند. در روزهايي که همه تعارفات کنار گذاشته شد و فضا چنان آشفته بود که هر کسي که مشکلي با نظام داشت، مي‌توانست از فرصت به دست آمده استفاده کند و مشکلش را نشان بدهد و عليه نظام شعار بدهد، ديديم که چنين نشد.

کساني در حماسه 9 دي به خيابان آمدند و از نظام و رهبري دفاع کردند که شايد از وضعيت معيشتي و مادي خود شکايت داشته باشند، اما آمدند. کساني به خيابان آمدند که شايد از ما و امثال ما، برخوردهاي ناشايستي هم ديده باشند، اما آمدند! کساني به خيابان آمدند که شايد انتظارش را نداشتيم، اما آمدند. قدر اين حضور آگاهانه و اين حماسه باشکوه و اين ملّت بزرگ را بدانيم و شکرگزار آنها باشيم.

ديگر اينکه از مهمترين عوامل پيروزي، حفظ و تداوم انقلاب، دينداري و بيداري و ولايتمداري مردم ايران است. اگر جايگاه بصيرت و بيداري را در دفاع از نظام بويژه در جنگ نرم، بالاتر از دينداري بدانيم به افراط سخن نگفته‌ايم؛ زيرا ديندار بصير و بيدار است که مي‌تواند حق را از باطل تميز دهد و از حق حمايت کند.

*** پيشنهادها

حماسه 9 دي بايد جايگاه ويژه‌اي در کتاب‌هاي درسي دانش‌آموزان پيدا کند تا از اين طريق در حوزه شعر و معنا و داستان بتوانيم ارتباط حماسه عاشورا را به حماسه 9 دي پيوند زنيم. بنابراين مؤلفان کتاب‌هاي درسي به عنوان يک وظيفه بايد بکوشند مطالب درسي را بيشتر به سمت موضوعاتي متمرکز کنند که همه واژگان حوزه‌هاي مضامين متفاوت حماسه 9 دي را با خود حمل مي‌کنند.

ادبيات حماسه 9 دي نه‌تنها نبايد جنبه شعاري داشته باشد بلکه در ضمن اينکه به مخاطب آگاهي و معرفت مي دهد بايد مسائل ديني و مذهبي، مفهوم ايثار، شهادت، جوان مردي، آزادگي و رشادت را آشکار کند.

آنچه در ادبيات بايد در حوزه شعر به حماسه 9 دي پرداخت ، انتقال مفاهيم ديني و انقلابي در قالب شعر با استفاده از ابزار شعر است که شاعران بايد سعي کنند عناصر شاعرانه را به صورت تخيل، تصوير، آرايه‌هاي کلامي، صنايع لفظي و معنوي در خدمت انتقال مفهوم و پيام به مخاطب قرار دهد؛ آنچه در اين حماسه کمتر ديده شده است. بنابراين بازتاب اين حادثه در اشعار شاعران جوان با مضاميني چون حماسه، آزادگي، حرّيت، حرکت و رشادت و امام حسين‌... پر رنگ‌تر و تأثيرگذارتر به عنوان يک معيار ارزشي بايد ديده شود.

*** منابع

1) شريفي، احمد حسين، موج فتنه، از جمل تا جنگ نرم، تهران: انتشارات کانون انديشه جوان، 1390

2) علي (ع)، نهج‌البلاغه سيّد رضي، فيض الاسلام. ( بي جا )

3) قديريان، احمد، فتنه سبز، تهران: مجتمع فرهنگي شهيد آيت الله بهشتي، 1389

4) ميرحسيني اشکوري، کاظم، جريان شناسي فتنه در نهج‌البلاغه، رشت : بلور، 1389

5) موسوي، مهدي،گذار از فتنه، قم: موسسه اشراق حکمت و فرهنگ اسلامي، 1389

6) روزنامه کيهان، 6/9/1389

7) روزنامه کيهان، 3/8/1389

منبع:تسنيم