خبرگزاري فارس: تاکتيک مدرن رسانه‌هاي غربي براي سانسور رهبر انقلاب
تاکتيک «سانسور» تقريباً تا حد زيادي از دستور کار رسانه‌هاي برجسته خارج شده است؛ ليکن رسانه‌هاي غربي با توجه به گستره و قدرتي که دارند، از طريق تاکتيک «برجسته‌سازي موضوعات» و جابه‌جايي «متن و حاشيه»، «سانسور پيشرفته» را بدل از سانسور قديمي و نخ‌نما‌شده اعمال مي‌کنند.

اگر روزگاري دولت يا کشوري، با لشکرکشي و اقدام نظامي، کشوري ثاني را اشغال فيزيکي مي‌کرد و آن را «استعمار» مي‌ناميدند؛ اگر طي 100 سال گذشته با عزل و نصب عمال وابسته در کشورهاي متعدد و هدايت آن‌ها، کشورها را بدون اشغال نظامي در اختيار خود قرار مي‌دادند و آن را «استعمار نو» نام مي‌نهادند؛ امروز با ابزار فوق‌العاده قدرتمند «رسانه» و تأثير مفرطي که اين ابزار روي ذهن و قلب انسان‌ها دارد، کار براي استعمارگران ساده‌تر از گذشته هم شده است.

آري با «استعمار فرانو» ديگر نه نياز به لشکرکشي به کشورهاي ديگر وجود دارد و نه نيازي به عزل و نصب عمال وابسته. امروز ابزار رسانه کافي است تا با اقناع افکار و ارضاي قلوب، اراده‌هاي ملت‌ها را در اختيار صاحبان قدرت و ثروت و رسانه قرار بگيرد تا ملت‌ها بدون مقاومت و مبارزه شبيه به آنچه در استعمار قديم بود و بدون اعتراضات در استعمار نو، به بردگاني نامحسوس در استعمار فرانو تبديل شوند که براي تحقق اهداف ديگران حاضرند از جان خود نيز بگذرند و فداکاري کنند!

«رسانه‌ها به ما مي‌گويند که به چه چيز فکر کنيم.» بدون هيچ ترديدي، اين مهم‌ترين کارکرد رسانه در عصر حاضر است، چه آنکه تا وقتي رويداد يا اتفاقي براي انسان «موضوع روز» نباشد، قطعاً هيچ گاه ذهن آدمي و فکر آدمي در اطراف آن رويداد «کنکاش» نخواهد کرد و راجع به آن تحليلي ارائه نخواهد داد.

امروزه مدرن‌ترين و پيشرفته‌ترين رسانه‌هاي دنيا، با توجه به رو شدن دست رسانه‌هاي جديد پس از گذشت بيش از يک قرن از فعاليتشان، ديگر به فکر ارائه‌ي تحليل‌ها و مواضع خود به صورت «مستقيم» و «نخ‌نما‌شده» نيستند؛ بلکه با قدم نهادن در عصري جديد، تنها با «موضوع‌سازي» صرف، تمام اهداف خود را همچون سابق و حتي بهتر از آن پيش مي‌برند و ديگر نيازي به موضع‌گيري‌هاي مستقيم، صريح و علني، له يا عليه دولت و ملت و اشخاص ندارند و اين گامي مهم رو به جلو در «استعمار فرانو» است.

با توجه به تغيير مديوم رسانه‌ها از تلويزيون به اينترنت، که تعاملي و دوسويه بودن جزء ويژگي‌هاي برجسته‌ي آن است و همچنين شکل‌گيري خرده‌رسانه‌ها اعم از وبلاگ‌ها، سايت‌هاي شخصي و صفحه‌هاي اختصاصي در شبکه‌هاي اجتماعي، ديگر تاکتيک «سانسور» تقريباً تا حد زيادي از دستور کار رسانه‌هاي برجسته خارج شده است و از آن استفاده‌ي چنداني نمي‌شود؛ بلکه رسانه‌هاي غربي، با توجه به گستره و قدرتي که دارند، از طريق تاکتيک «برجسته‌سازي موضوعات» و جابه‌جايي «متن و حاشيه»، «سانسور پيشرفته» را بدل از سانسور قديمي و نخ‌نما‌شده اعمال مي‌کنند و بدين صورت هم خود را مدعي آزادي بيان جلوه مي‌دهند و هم کلاهي به شدت گشادتر از قبل بر سر ملت قرار مي‌دهند.

با توجه به تعدد رسانه‌ها، جلوگيري از اشاعه‌ي سخنان مقام معظم رهبري امکان‌پذير نيست مگر با تاکتيک‌هاي «جابه‌جايي مسئله»، «جابه‌جايي متن و حاشيه» و يا «بمب خبري». رسانه‌هاي غربي بصورت هماهنگ، اخباري خاص را براي مردم برجسته مي‌کنند و با ضريب دادن مجازي به آن‌ها، نگاه‌ها را از موضوعات ديگر برمي‌دارند.

تاکنون نمونه‌هاي بسياري از تاکتيک جابه‌جايي متن و حاشيه و همچنين برجسته‌سازي موضوعات در برهه‌هاي مختلف، توسط رسانه‌هاي غربي، درباره‌ي جمهوري اسلامي ايران به کار گرفته شده است. تلاش براي به حاشيه بردن سخنان استراتژيک و هوشمندانه‌ي مقام معظم رهبري، دقيقاً، از زمان تصدي رهبري امت اسلام توسط ايشان در دستور کار رسانه‌هاي غربي قرار گرفته است.

رسانه‌هاي غربي به درستي تصميم گرفته‌اند اشتباهي، که درباره‌ي امام خميني (رحمت الله عليه) مرتکب شده‌اند، درباره‌ي مقام معظم رهبري تکرار نکنند. اين رسانه‌ها، که با پوشش جهت‌دار اخبار و سخنان مربوط به بنيان‌گذار کبير انقلاب اسلامي و تحليل مغرضانه‌ي آن‌ها سعي در تخريب امام روح‌الله داشتند، بعد از مدتي متوجه آن شدند که نتيجه‌ي رفتارشان چيزي جز «نقض غرض» نبوده و امام (رحمت الله عليه) و انديشه‌ي او در جهان به محبوبيتي عجيب دست يافته است، حال آنکه غرض رسانه‌هاي غرب تخريب امام و انديشه‌ي وي در افکار عمومي بود.

رسانه‌هاي مذکور، که مقام معظم رهبري را ادامه و انديشه‌هاي ايشان را در امتداد انديشه‌هاي بنيان‌گذار کبير انقلاب اسلامي مي‌ديدند، همواره سعي بر «سانسور سخنان و انديشه‌هاي» مقام معظم رهبري داشته‌اند؛ اما اين شکل سانسور در گذر زمان به انحاي مختلف پيگيري شده و امروزه، همچنان که در بالا بدان اشاره شد، به سانسوري مدرن و پيشرفته رسيده است.

امروز ديگر با توجه به تعدد رسانه‌هاي داخلي و حتي خارجي، جلوگيري از اشاعه‌ي سخنان مقام معظم رهبري و بازنشر آن‌ها در رسانه‌هاي متعدد امکان‌پذير نيست، بلکه بايد از طريقي ديگر نگاه‌ها و اذهان را متوجه مسائلي فرعي کرد تا کمتر فکر و ذهني متوجه سخنان راهبردي و استراتژيک مقام معظم رهبري شود و اين امکان‌پذير نيست مگر با تاکتيک‌هاي «جابه‌جايي مسئله»، «جابه‌جايي متن و حاشيه» و يا «بمب خبري» و در هر 3 حالت يادشده، رسانه‌هاي غربي با انتشار گسترده و هماهنگ و با شاخ و برگ دادن گسترده، اخباري خاص را ‌ـ‌که بيشتر آن‌ها از ارزش خبري چالش برخوردار است‌ـ‌ براي مردم برجسته و «موضوع» مي‌کنند و با ضريب دادن مجازي به آن‌ها، نگاه‌ها را از موضوعات ديگر برمي‌دارند.

به عنوان مثال، در جريان اجلاس فوق‌العاده مهم و استراتژيک «سران عدم تعهد» در تهران، که ماه گذشته برگزار شد، اگر اين اجلاس به «موضوع» و «مسئله‌ي مهم» مردم جهان تبديل مي‌شد، لاجرم تمام تجزيه و تحليل‌ها بايستي حول اين موضوع مطرح مي‌شد و ناگفته پيداست که در شرايط فعلي هرگونه تحليل و تجزيه‌ي صادقانه درباره‌ي اين اجلاس، لاجرم، به اثبات کارآمدي جمهوري اسلامي ايران در برابر اقدامات خصمانه‌ي همه‌جانبه‌ي غرب منتهي خواهد شد.

بنابراين، رسانه‌هاي غربي به درستي دريافتند که نبايستي اين اجلاس به «موضوع» اصلي مردم دنيا تبديل شود؛ لذا با طرح گسترده و هماهنگ مسئله‌ي ديگر، اذهان بسياري را از اين موضوع محوري دور کردند. در داخل کشور نيز رسانه‌ي قدرتمند بي‌بي‌سي فارسي با طرح مسئله‌ي «سانسور جيگر»، که از ارزش خبري چالش برخوردار است و اين ارزش خبري معمولاً از جذابيت خاصي براي مخاطبان برخوردار است، سعي کرد حداقل يکي دو روز موضوع اجلاس را به حاشيه ببرد و متأسفانه در اين زمينه با همکاري جاهلانه‌ي برخي رسانه‌هاي داخلي تا حدي نيز به اين موفقيت دست يافت.

پيش‌بيني مي‌شود مسئله‌ي دلار و ارز يکي از موضوعات اصلي مورد تمرکز رسانه‌هاي غربي باشد تا هم از طريق اقدامات ميداني و هم از طريق پروپاگانداي رسانه‌اي بتوانند سخنان رهبر انقلاب را به حاشيه ببرند.

مسئله از اين قرار است، که همان طور که گفته شد، اگر برگزاري اجلاس سران عدم تعهد براي مردم موضوع اصلي شود، هرگونه تحليل و اظهارنظري پيرامون آن در جهت اثبات کارآمدي جمهوري اسلامي خواهد بود، اما اگر بي‌بي‌سي بتواند «سانسور جيگر» را به موضوع اصلي کشور تبديل کند، هرگونه ورود در آن براي رسانه‌هاي داخلي و مسئولان، بازي باخت‌ـ‌باخت براي ايران و برد‌ـ‌برد براي رسانه‌هاي غربي خواهد بود، چه آنکه ورود به اين بحث موضوع سانسور در جمهوري اسلامي را پيش خواهد آورد.

از اين دست موضوع‌سازي‌ها به منظور به حاشيه بردن موضوعات اصلي، چه به صورت آگاهانه توسط رسانه‌هاي غربي و چه به صورت آگاهانه يا ناآگاهانه توسط رسانه‌هاي داخلي و حتي شخصيت‌هاي برجسته‌ي کشوري کم نبوده است.

همچنان‌که در سفر مقام معظم رهبري به کرمانشاه نيز تعدادي از رسانه‌ها با اخباري چون ترور سفير عربستان در آمريکا و حتي اظهار نظرهاي شاذ داخلي همچون اظهار نظر‌هاي مکرر هاشمي سعي بر آن شد که خبر سفر رهبر انقلاب و صحبت‌هاي ايشان به حاشيه کشيده شود.

در طول ايام فتنه نيز شاهد بوديم که در ايام سخنراني‌هاي تاريخي مقام معظم رهبري معمولاً اظهار نظرهاي نسنجيده ‌ـ‌انشاءالله جاهلانه‌ـ‌ توسط برخي شخصيت‌هاي دولتي، از قبيل اظهار نظر درباره‌ي مديريت حضرت نوح (عليه السلام) و... تا مدت‌ها کشور را درگير مسائل فرعي و کم‌اهميت مي‌کرد و اذهان را از توجه به عمق سخنان رهبر انقلاب دور مي‌ساخت.

با توجه به آنچه در بالا ذکر شد و نمونه‌هاي فراوان تاريخي، مي‌توان به جرئت اين پيش‌بيني را مطرح کرد که رسانه‌هاي غربي و برخي رسانه‌هاي غافل و يا مغرض داخلي، بلافاصله پس از ورود مقام معظم رهبري به خراسان شمالي و سخنان تاريخي‌اي که قطعاً ايشان در برهه‌ي فعلي در اين استان ايراد خواهند کرد، به دنبال موضوعات فرعي و حاشيه‌اي براي برجسته کردن آن‌ها و تبديلشان به موضوعات اصلي براي مردم خواهند بود.

در اين زمينه، پيش‌بيني مي‌شود مسئله‌ي دلار و ارز با توجه به سابقه‌ي چندماهه يکي از موضوعات اصلي مورد تمرکز رسانه‌هاي غربي باشد تا هم از طريق اقدامات ميداني و هم از طريق پروپاگانداي رسانه‌اي بتوانند سخنان رهبر انقلاب را به حاشيه ببرند. همچنين اختلافات و درگيري‌هاي محدود ترکيه و سوريه و يا برجسته‌سازي بيش از حد انتخابات رياست جمهوري آمريکا نيز مي‌تواند جزء موضوعاتي باشد که بتوان با برجسته کردن آن در اين زمينه کار را پيش برد.

بايد منتظر ماند و ديد که رسانه‌هاي غربي در اين زمينه چه برنامه‌ريزي‌هايي صورت خواهند داد و يا مجدداً کدام مسئول کم‌توجه کشوري است که حداقل از روي جهالت، با سخنان حاشيه‌اي و جنجالي، موضوعات فرعي را براي کشور ايجاد خواهد کرد.

البته آرزوي نگارنده آن است که هيچ يک از اتفاقات فوق‌الذکر رخ ندهد و رسانه‌هاي کشور و مسئولان تلاش خود را معطوف اشاعه و پيگيري رهنمودهاي مقام معظم رهبري کنند. (*)

منبع : پايگاه تحليلي تبييني برهان